دوستان عزيز سلام. لطفا نظرات و خاطرات خود را در رابطه با اين آموزشگاه براي ما ارسال نماييد
از كليه دانش أموزان خوب مدرسه درخواست مي شود د ر جشن تابستانه شركت نمايند:
سلام عزیزان
واقعا گرفتاری های من پایانی نداره حسابي سرم شلوغه و لی قول میدم تابستون بیشتر به روز باشم.
آرزوی موفقیت براتون دارم![]()
سال ۱۳۸۷ بر شما مبارک
عید ۸۷ در منزل دکتر
عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، همان يک لحظه اول ، كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بي وجدان ، جهان را با همه زيبائی و زشتی به روی يکدگر ويرانه ميکردم.
عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، که ميديدم يکی عريان و لرزان ، ديگری پوشيده از صد جامه رنگين ، زمين و آسمان را ، واژگون مستانه می کردم.
عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم . براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان ، هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو ، آواره و ديوانه ميكردم .
عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، که در همسايه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عيش و نوش ميديدم ، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پيمانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، نه طاعت ميپذيرفتم ، نه گوش از بهر استغفار اين بيداد گرها تيز کرده ، پاره پاره از کف زاهد نمايان ، تسبيح صد دانه ميکردم.
عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه ميکردم.
عجب صبری خدا دارد !اگر من جای او بودم که می ديدم مشوش عارف و عامی ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم کش، بجز انديشه عشق و وفا معدوم هر فکری در اين دريای پر افسانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، به عرش کبريائی ، با همه صبر خدائی ، تا که ميديدم عزيز نا بجائی ناز ، بریک ناروا گرديده خواری می فروشد. گردش اين چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد ! چرا من جای او باشم. همان بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاری های اين مخلوق را دارد. وگرنه من به جای او چو بودم. يک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد !
عجب صبری خدا دارد !
جشن انقلاب که در سالن سینما فرهنگ فولادشهر روز شنبه 20/11/86 از ساعت 5 تا ۷برگزار شد شور حال دیگه ای داشت .
بعدش گروه نوازندگان موسیقی سنتی سنگ تموم گذاشتن –دستشون درد نکنه- وقتی دانش آموزای ممتاز سال گذشتمون که الان دبیرستانی شده بودند به رسم مهمان نوازی روی سن اومدند و جوایز خودشون رو از دست آقای توکلی رئیس شورای شهرستان لنجان گرفتند خیلی خوشحال بودند چون در حضور اولیاشون عکس هم ازشون گرفته می شد.
بعد نوبت دانش آموزای ممتاز مدرسه رسید ماشالله سی نفری بودند اونا هم همین طور تو پوستشون نمی گنجیدند.
راستی یه مسابقه هم از اولیا گرفتیم اونا هم جایزه گرفتند .خلاصه خیلی خوش گذشت . آقای اکبریان هم فیلم بردارافتخاری بودند. واقعا دست همه درد نکنه ...
شماره تماس ۲۶۳۹۵۵۰ از ساعت ۱۲ الی ۲۲ شب
افتتاح شبکه تلفن گویای مدرسه را به دانش آموزان و اولیا ی محترم تبریک می گوییم.
سوپر آ ۲ - جنب کانال - تلفن: ۲۶۲۳۸۸۶-۲۶۳۹۵۵۰
کارلوس کاستاندا : دانايان با عمل زندگي مي كنند , نه با انديشه عمل .
آلبركامو : شغل تنها زماني ارزش و اعتبار دارد كه آزادانه پذيرفته شود .
كارل يونگ : تا چيزي را نپذيريم نمي توانيم تغييرش دهيم .
ناپلئون : صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي هيچ گاه با ياس و درماندگي رو به رو نخواهد شد .
مارو اكلينز : اگر به دنبال موفقيت نرويد خودش به دنبال شما نخواهد آمد .
باسيل اس.والش : اگر ندانيد كه به كجا مي رويد , چگونه توقع داريد به آنجا برسيد ؟
فيثاغورث : خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد .
مارك تواين : وقتي هدفمان را از دست مي دهيم مجبور هستيم سعي خود را چند برابر كنيم .
اسمايلز : هيچ يك از تمايلات نفس انساني خطرناكتر از تمايل به تنبلي نيست .
ناپلئون هيل : كسي كه هميشه مي خواهد اشتباه ديگران را ثابت كند , آنها را از خود دور مي كند .
استون : انديشيدن تا زماني كه با عمل همراه نباشد , خلاقانه نيست .
آلبرت هوبارد : بزرگترين اشتباهي كه كسي مرتكب مي شود , اين است كه دائم از اشتباه كردن بترسد .
اريك باتروورت : هر چه موانع جدي تر و سخت تر باشد , لذت تلاش و پيروزي بيشتر است .
هرشل : يكي از راههاي خوشبختي اين است كه نسبت به كوچكترين نعمت ها شكرگزار باشيم .
زيگ زيگلر : يك انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده .
كلمنت استون : شما هماني هستيد كه فكر مي كنيد .
ناپلئون هيل : اگر باور داشته باشي كه مي تواني , حتما مي تواني .
فرانسيس بيكن : يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند .
استون : شجاعت داشته باش تا با حقيقت رو به رو شوي .
حضرت علي (ع) : از دوستي با نادان خودداري كن .
ضرب المثل آلماني : براي آدم بهانه گير هميشه بهانه وجود دارد .
ماكسيم گوركي : دروغ آيين اربابان و بردگان , و حقيقت خداي انسان هاي آزاد است .
ذهن خود را به آن چه مي خواهيد معطوف كنيد نه آن چه را نمي خواهيد .
كسي كه در بهار چيزي نكارد در پاييز چيزي درو نخواهد كرد .
اي ايران اي مرز پر گهر
اي ايران اي مرز پر گهر
اي خاكت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده ماني و جاودان
ا...ي دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم
جان من فداي خاك پاك ميهنم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما
سنگ كوهت در و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كي برون كنم
بر گو بي عشق تو چون كنم ؟
تا گردش جهان و دور آسمان به پاست
نور ايزدي هميشه رهنماي ماست
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما
ايران اي خرم بهشت من
روشن از تو شد سرشت من
گر آتش بارد به پيكرم
جز مهرت در دل نپرورم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد خاك ايران ما
شعري كه بارها شنيده ايم و زير لب زمزمه كرده ايم و گاه بدون اينكه نام شاعر آنرا بدانيم بر او درود فرستاده ايم ! سرود.. اي ايران.. سرود غير رسمي سرزمين پر افتخار ايران است كه زنده ياد دكتر حسين گل گلاب آنرا سرود و استاد روح الله خالقي موسيقي آن را خلق كرد تا در طول تاريخ پر فراز و نشيب خود از لحظه سرايش تا به امروز همواره ايرانيان با خواندن آن غرور ملي خود را به رخ همگان بكشند . نواب صفا در كتاب خاطرات خود به نقل از دكتر حسين گل گلاب مي نويسد : ... وقتي در سال 1323 ايران تحت اشغال متفقين بود بعدازظهر يكي از روزهاي تابستان در خيابان شاهد حركات دور از نزاكت بعضي از سربازان خارجي با مردم بودم( در نقل قولي ديگر سيلي زدن سرباز اجنبي به گوش سرباز ايراني ) از ناراحتي نمي دانستم چه كنم . بي اختيار راه انجمن موسيقي را كه تازه تاسيس شده بود پيش گرفتم . به روح الله خالقي رسيدم و وقتي برايش ماجرا را تعريف كردم او گفت: بيا كاري كنيم و من نا خود آگاه سرودم: ايران اي مرز پر گهر
اي خاكت سرچشمه هنر ...

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
گويا طلوع ميکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامي ذرات عالم است
گرخوانمش قيامت دنيا بعيد نيست
اين رستخيز عام که ...


از حكيمي پرسيدند : خداوند بزرگ درختان زيادي را آفريده است. اما مردم هيچ كدام از آنها را آزاده نخوانده اند به جز درخت سرو كه هيچ ميوه و ثمري ندارد شما مي گوئيد در اين چه حكمتي وجود دارد ؟ حكيم گفت : هر كدام از اين درختها گاهي تازه اند و گاهي پژمرده ، گاهي ميوه شان زياد است و گاهي كم.و سرو درست است كه ميوه نمي دهد ولي هميشه تازه و سرسبز است و اين است صفت آزادگان .
بهر چه مي گذرد دل منه كه دجله بسي
پس از خليفه بخواهد گذشت در بغداد
گرت زدست برآيد چونخل باش كريم
ورت زدست نيايد چو سرو آزاد باش




۱- آقای حاج احمد در افشان
۲- آقای پرچم
۳- آقای طا لبی
۴- آقای معتمدی
۵-خانم کریمی
۶-خانم صادقی
به من بگو
مدت زيادي از تولد برادرعلی كوچولو نگذشته بود . علی کوچولو مدام اصرار مي كرد به پدر و مادرش كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟![]()
![]()
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.![]()
![]()
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟![]()
![]()
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.![]()
![]()
ضربالمثلهاي امروزي!
از خر شيطان آمد پايين سوار مترو شد.
پولهايش از پارو بالا رفتند و ديگه برنگشتند.
كلاهش پس معركه بود، با عجله رفت برداشت.
فيلش ياد هندوستان كرد، برايش ويزا گرفت.
با هر دستي كه بدهي، با همان دست ميزني تو سر خودت.
هر چي سنگه تو غذاي رستوران سر راهه.
يك چايي برايت دم كنم كه يك كيلو تفاله داشته باشه.
- با پیگیریهای متوالی میز و نیمتکتهای فرسوده این مدسه به نو مبدل شد.
حلول پر برکت ماه رمضان بر دانش آموزان مدرسه راهنمایی ۲۲ بهمن مبارک باد
|
|
بار الها
وقتی در سکوت و تاریکی شب به آسمان چشم میدوزم در آن لحظات
نورتو،روشنی تو،عشق تو،ومحبت تو را
با تمام وجود حس میکنم
لحظه ای که غرور انسانی را زیر پا می گذارم و به درگاهت
زانو میزنم و لحظه دیدارت راطلب میکنم.
